مصاحبه زیر نظرات دکتر کریمی در خصوص کشاورزی در شهرستان اقلید می باشد

کشاورزی از دید یک متخصص کشاورزی چیست؟

به کارگیری منابع آب و خاک توسط انسان ها در جهت پرورش گیاهان، دام ها و سایر موجودات (مثل ماهی، کرم ابریشم، زنبور عسل  و …) که انسان به نوعی از محصولات یا خدمات آنها بهره می برد.

چرا کشاورزی را در شهرستان اقلید دارای اهمیت ویژه می دانید؟

کشاورزی در همه جا ویژه است اما در شهرستان اقلید جایگاه بسیار ویژه ای دارد از این جهت که از دیرباز پایه اقتصاد این شهرستان بوده و هنوز هم است هر چند از نیم قرن پیش با تاسیس کارخانه قند اقلید صنعت وارد شهرستان شد که هم اکنون با ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر نیروی شاغل مستقیم در حال فعالیت می باشد اما علیرغم شروع طوفانی، این روند  ادامه نیافت و  به غیر از این کارگاه که آن هم مشکلات خاص خود را دارد کماکان هیچ صنعت بزرگی وارد شهرستان نشده است.

سایر صنایع شهرستان که درون یا بیرون از  چند  شهرک صنعتی شهرستان مستقر هستند جزو صنایع کوچک و متوسط (SME) هستند که آنها هم سهم ناچیزی از اشتغال و درآمد زایی  در شهرستان را دارند در کل کشور طبق آخرین آمار صنعت ۳۱ درصد، کشاورزی ۱۶ درصد و خدمات ۵۰ درصد از بار اشتغال را به دوش می کشند اما در اقلید نسبت ها به شدت متفاوت است و کشاورزی سهم بسیار بالاتر و صنعت سهم بسیار پایین تری را دارند.

با توجه به بازدیدهایی که از اغلب این صنایع داشته ام به جرات می توان گفت  در مجموع رقمی کمتر از ۱۰۰۰ نفر یا شاید کمی بیشتر شاغل در SME ها و صنایع اقلید را می توان شاغل یافت که در قیاس با جمعیت یکصد هزار نفری شهرستان  رقم یک درصد بسیار ناچیز است و با در نظر گرفتن نرخ مشارکت اقتصادی ۴۰ درصدی، این رقم حد اکثر به  ۵/۲ درصد می رسد که باز هم بسیار ناچیز است. به عبارتی از هر ۲۰۰ نفر نیروی شاغل در اقلید، تنها ۵ نفر در صنایع  اعم از کوچک و متوسط مشغول به کار هستند و ۱۹۵ نفر در بخش های دیگر مشغول هستند.

این آمار شامل کارگاه های صنفی سطح شهرستان نیست. پس صنعت در شهرستان مورد بی مهری واقع شده است و از طرفی کشاورزی در اقلید عموما سنتی یا نیمه صنعتی است و هیچ نمودی از کشاورزی صنعتی در شهرستان دیده نمی شود.ضمن اینکه اندک صنایع موجود فعلی نیز حالت واگرایی دارند و نه همگرایی.

منظور شما از واگرایی یا همگرایی صنایع چیست؟

صنایع یک شهرستان به منظور جوابدهی سریع و موثر بودن صنعتگران در امور صنعتی و تجاری اعم از تصمیم گیری و اجرا و تعامل با بازار های بالادستی و زیر دستی، بهتر است همگرا باشند یعنی عموماً در یک شاخه صنعتی فعال باشند که متناسب با داشته ها و استعدادهای منطقه باشد به گونه ای که خود به خود یک منطقه در تولید یک محصول چه کالا و چه خدمات، بِرَند و برجسته شود.

ما در حال حاضر شهرستان هایی را داریم که چنین اقداماتی را انجام داده اند و توفیقاتی هم داشته اند مثلا شهرستانی مثل محلات در تولیدگل، زنجان در تولید چاقو و تبریز در تولید کفش یا دلیجان در تولید عایق های ساختمانی یا ایزوگام بِرَند هستند و توفیقاتی هم داشته اند در زمینه محصولات کشاورزی نیز شهرستان هایی داریم که قطب تولید لیمو (جهرم)، خرما(جهرمُ بم و دشتستان)، انجیر(استهبان)، زعفران(بیرجند)، گردو (تویسرکان) و … هستند اما متاسفانه در اقلید در هیچ شاخه کشاورزی یا صنعتی برند وجود ندارد و نیاز مبرم به برند سازی در یکی از عرصه ها و شاخه های صنعتی در شهرستان به خوبی احساس می شود و برای بِرَند سازی باید صنایع فعلی شهرستان از حالت واگرای فعلی به حالت همگرا تبدیل شوند.

در صنعت واگرای فعلی اقلید شاخه های گوناگونی مثل تولید قند و شکر، تولید درب و پنجره، تولید خانه پیش ساخته، تولید آرد، سنگبری، تولید مواد شیمیایی مورد نیاز کارخانجات فولاد، تولید الکل صنعتی، تولید استیل، تولید گوشت و … داریم که هیچکدام به دیگری وابستگی و ارتباط مستقیم ندارند و هر یک در یک شاخه صنعتی قرار می گیرند.

این یک نقطه ضعف  (یا بهتر بگوئیم یک فرصت برای بهبود) در اقتصاد یک منطقه محسوب می شود و علت ورشکستگی عمده صنایع فعلی در همین نکته نهفته است زیرا صنایع تک افتاده  یا دور افتاده محسوب می شوند و به دلیل عدم وجود قرابت و ارتباط تنگاتنگ با دیگر صنایع قادر به مشارکت سریع در تصمیم گیریهای کلان شاخه صنعتی خود نیستند  و آنجا که رقابت مطرح می شود صنایع تک افتاده و دور افتاده به علت عدم حمایت محکوم به شکست خواهند بود.

چه صنایعی را برای اقلید به عنوان همگرا  پیشنهاد می کنید؟

با توجه به اینکه عمده تولیدات اقلید در حوزه کشاورزی و باغی است و محصولاتی مثل گندم، حبوبات، صیفیجات، سیب و گرد و و … تولید می شود صنایع تبدیلی کشاورزی می تواند یک اولویت باشد منتها بایستی توجه شود که این محصولات نیز فصلی و محدود در دسترس هستند و برای غیر فصول نیز کارکردهایی برای صنایع تعریف شود تا از حالت فصلی خارج و به حالت دایمی تبدیل شوند.

یا شاخه هایی که انبارداری، حمل و نقل و دوری از مراکز خرید هزینه های کمتری را بر بدنه تولید تحمیل کند و قابلیت رقابت داشته باشد مثل تولید در یکی از شاخه های  مواد شیمیایی و رنگ و چسب، ابزار و لوازم خانگی، لوازم برقی و نور، قطعات الکترونیکی، تولیدات مصالح مصنوعی ساختمانی، تولید منسوجات و … البته یکی از شاخه ها که دورنمای بهتر و جذابتری دارد و نه همه با هم ، با مشورت اهل فن و مطالعه انتخاب شود و کلیه امکانات شهرستان  بسیج شود تا این شاخه در شهرستان تقویت  شود و به تدریج شهرستان در این شاخه تولیدی به یک برند تبدیل شود.

کشاورزی اقلید را چگونه ارزیابی می کنید؟

شهرستان اقلید جمعیتی حدود یکصد هزار نفر و مساحتی بالغ بر ۷۰۵۰ کیلومتر مربع  دارد که از نظر وسعت این شهرستان از بسیاری از کشورهای صاحب نام و دارای وزنه در معادلات دنیا مثل فلسطین اشعالی، بحرین، سنگاپور ، مالدیو، لیختن اشتاین، هنگ کنگ و … وسیعتر و دارای  فرصت های بیشتر است  وتا حدودی با کشورهایی مثل لبنان، و قبرس برابری می کند.

این شهرستان در محور مواصلاتی چهار استان اصفهان، شیراز، یاسوج و یزد واقع شده است و با فواصل زمینی حد اکثر ۲ تا ۳ ساعت با مراکز این استانها که مجموعاً جمعیتی حدود ۱۳ میلیون نفر را در خود جای داده اند، در ارتباط است.

این جمعیت از منظر یک کشاورز یا صنعتگر  یک فرصت بی نظیر است که می تواند به عنوان یک بازار مصرف نگاه شود. اقلید با دارا بودن ۱۴۵ هزار هکتار اراضی حاصلخیز قابل کشت و ۴۱۳ هزار هکتار مرتع و ۲هزار هکتار جنگل یک منطقه کشاورزی است و کشاورزی اقلید پایه اصلی اقتصاد و اشتغال در سطح شهرستان بوده و هست به گونه ای که اگر کشاورزی را حذف شده یا ضعیف تصور کنیم اشتغال ضعیف باعث اقتصاد ضعیف، تخلیه روستا ها و … می شود در اینصورت بخش خدمات هم نمی تواند رشد داشته باشد چرا که صنعت و کشاورزی ضعیف یا روستای خالی از سکنه هیچ نیازی به خدمات ندارد.

در شرایط فعلی بی توجهی به بخش کشاورزی هزینه های سنگین و غیر قابل جبرانی را به اقلید وارد کرده و می کند. به نظر می رسد کشاورزی اقلید از نبود یک سیستم مدیریت فرماندهی یکپارچه و نبود پشتوانه مالی و فکری لازم که آن را به سمت صنعتی شدن سوق دهد رنج می برد.

آب مورد نیاز کشاورزی چهار دشت حاصلخیز اقلید از طریق مخازن زیر زمینی شامل بیش از ۵۰۰۰ حلقه چاه حفر شده (مجاز و غیر مجاز)، ۱۱ رودخانه،۲۸۷ دهنه چشمه ، دریاچه  کافتر که فعلا خشک شده است و سد ملاصدرا با مخزن ۵۰۰ ملیون متر مکعب  تامین می شده است امروزه عمده آبهای سطحی خشک و آبهای عمقی نیز  بسیار کم شده اند به گونه ای که دشتهایی که روگازی نه چندان دور در فصول سرد به مثابه دریاچه هایی پر آب بودند و در تابستان بهشت سرسبز  چرندگان و پرندگان و خزندگان و ماهیان و همچنین بهشت گردشگری و کشت و زرع انسانها بودند هم اکنون به دشتهایی بی رمق و درحال احتضار تبدیل شده اند که هر لحظه قطعه ای از آنها از دست می رود و اگر رسیدگی نشود  و جلوی این وضعیت وخیم و فزاینده گرفته نشود به زودی باید فاتحه کشاورزی را به عنوان تنها ممر اصلی درآمد مردم در منطقه خواند.

با یک نگاه ساده می توان عنوان داشت که اگر فقط بخش کشاورزی به صورت اصولی و علمی انجام شود و ما به ازای هر هکتار فقط یک نفر اشتغال ایجاد شود، شهرستان فقط در بخش کشاورزی قدرت شاغل کردن بیش از ۱۰۰ هزار نفر را خواهد داشت حال آنکه با چنین ظرفیت عظیمی شهرستان از نرخ بیکاری ۱۳ درصدی رنج می برد و مردم که چنین وضع نگران کننده ای را می بینند دلشان می سوزد اما چون خود را در تصمیم گیری ها دخیل نمی دانند می پندارند که هیچ کاری از دستشان ساخته نیست و سرخورده می شوند.

راهکار چیست؟

واگذاری مدیریت به خود کشاورزان از مدیریت کاشت و داشت و برداشت  گرفته تا مدیریت انبار داری، توزیع و فروش همه باید در اختیار کشاورزان واقعی باشد نه اینکه شرکتهای بالاسری برایشان ایجاد شود که کشاورز نقشی در مدیریت آنها نداشته باشد.

وقتی مقداری محدود از منابع  آب و خاک در اختیار  تعدادی کشاورز  قرار گیرد که خودشان مسئول آن باشند طبیعتاً چون منافع آنها در حفظ این منابع است خودشان به بهترین نحو ممکن منابع آب و خاک  را مدیریت و نگهداری می کنند. اما چون در کشاورزی فعلی مدیریت منابع آبی در اختیار کشاورزان نیست اولویت کشاورزان منافع کوتاه مدت  می شود و منافع خود را در برداشت هر چه بیشتر از این منابع می دانند چون به این نتیجه می رسند که اگر آنها از منابع آب برداشت نکنند دیگران از منابع آب برداشت بیشتری خواهند کرد و منفعت کمتری به ایشان می رسد و در تصاحب منافع پیشدستی می کنند و آینده نگری مورد غفلت واقع خواهد شد.

آیا حقیقتاً چنین چیزی ممکن است؟

چاره جز این راهکار پیش رو نداریم اگر این روند شروع نشود دست طبیعت ما را با وضعیت بدتری روبرو خواهد کرد وضعیتی که هر روز باید به جای مدیریت منابع  آب و خاک دست به دعا و استغاثه برداریم و از خداوند منان طلب باران رحمت نماییم البته دعا و استغاثه خوب است اما خداوند به انسان قوه تعقل و تفکر را داده است تا ابتدا مدیریت دقیق عملی و علمی کنند و از دعا در حین مدیریت بهره بگیرند نه اینکه سر رشته امور رها شود یا اشتباه مدیریت شود و فقط به دعا و استغاثه متوسل شد.

دولت باید تصدیگری منابع آب کشاورزی هر منطقه را به مردم و مالکین آن منطقه واگذار کند و شروع این مهم باید از تصمیم گیریهای مجلس رقم بخورد منتها مجلسی که در آن متخصصان از اهمیت این موضوع آگاه باشند.

به نظر شما علت عدم توفیقات اینچنینی در شهرستان اقلید چیست؟

علت این مسایل تدابیر اتخاذ شده توسط مسیولین شهرستان در طی ۴۰ سال گذشته است چرا که تمامی تصمیمات بر مبنای زمانی گرفته شد که مخازن منطقه پر از آب بود اما ماحصل نداشتن دید بلند مدت در برنامه ریزی ها و تصمیمات وضعیت فعلی را به وجود آورده است وضعیتی که در آن جمعیت شهرستان علیرغم رشد زاد و ولد هیچ تغییری نکرده است که معنای آن تولید جمعیت و در نهایت خروج جمعیت جوان، متخصص، نخبه و آماده به کار از سطح شهرستان به دلیل بی تدبیری است.

البته  خروج تعدادی از جمعیت برای به کارگیری در مسندهای قدرت و تصمیم گیری ضروریست اما خروج قشر عظیم آن هم به ناچار و از سر اجبار قطعاً پسندیده نیست. بنابراین تفکرات مسئولان و تصمیم گیرندگان را می توان علت العلل تمام این مسائل دانست.

دقیقتر بیان کنید منظور از تفکر مسئولان چیست؟

در هر جامعه ای فارغ از کوچکی و بزرگی آن می توان گفت آنچه که عینیت می یابد مستقیماً نتیجه و دستاورد تفکر و تصمیم گیری تصمیم گیرنده اصلی است.

مثلاً در خانواده به عنوان یک جامعه کوچک، وجود اختلافات یا نبود تفکرات سالم در پدر یا مادر خانواده می تواند منجر به ایجاد یک برهم  ریختگی و آشفتگی در خانه  یا تربیت فرزندان شود چیزی که به محض ورود به خانه  عینیت دارد و برای همه به عینه قابل مشاهده است. در سطح شهرستان نیز به همین منوال نمود تفکرات تصمیم گیرندگان اصلی  در معماری، فرهنگ، حمل و نقل،صنعت، کشاورزی، اشتغال و … عینیت می یابد که همه مردم می توانند آنها را ببینند و درباره آنها صحبت کنند. هر چند ممکن است خیلی نتوانند علت اصلی را دریابند.

به عنوان مثال اگر تصمیم گیران اصلی، اعتقادی راسخ به ایجاد یا ترمیم زیرساخت ناقص حمل و نقل شهرستان نداشته باشند عدم وجود زیرساخت مناسب، مسبب اصلی صدمه به بخش های کشاورزی، صنعت و اشتغال و …  خواهد شد و اگر این روند ادامه یابد و رفع نشود، نتیجه آن به صورت زنجیره وار به بیکاری، فقر، فساد و تخلیه روستاها از سکنه و مهاجرت و از بین رفتن یا هدررفت نیروی انسانی و رکود فزاینده  و … در منطقه منجر خواهد شد در این صورت مردم از اینکه شهرشان در قیاس با شهرستان های اطراف فاقد رشد مناسب است همواره نگران و گلایه مند خواهند بود و این مباحث نقل اکثر محافل خواهد شد.

تصمیم گیرندگان اصلی منطقه عموماً از اول انقلاب تا کنون تعداد معدودی بوده اند که تعداد آنها در طی این چهل سال شاید به ۱۰ نفر هم نرسد. این افراد مسئول، شاید خودشان هم بر نتیجه تصمیمات خود وقوف کافی نداشته باشند و حتی شاید اگر از آنها سئوال شود خود را مبرا بدانند و مشکلات را نتیجه کم کاری یا ندانم کاری های دیگران بدانند حال آنکه کم کاری یا ندانم کاری های دیگران هم ما حصل دید مدیریتی خود ایشان است.

بنده معتقدم در سطح شهرستان اقلید بر خلاف شهرستان های مشابه، جسارت لازم برای ایجاد تغییرات وسیع در سطوح مدیریت شهری دیده نمی­شود و همواره نوعی نگرانی از طرح مسایل بی ارزش بر تصمیمات مسئولان شهرستان سایه انداخته است و سنگینی می کند.

به نظر شما مشکلات اصلی شهرستان اقلید  به همراه راهکارهای رفع آنها چه هستند؟

مشکلات اصلی را از همه مردم بپرسیم بهتر می دانند اما با نگاه دقیق تر می توان عنوان کرد که مشکل اصلیی نبود نگاه زیرساختی و پایدار به توسعه در سطح شهرستان است به گونه ای که زیرساخت های معماری شهری، حمل و نقل (زمینی، ریلی و هوایی)، زیرساخت های زیست محیطی، گردشگری، کشاورزی، بهداشت درمان و  زیرساختهای فرهنگی و ورزشی و زیرساخت دقیق آماری در شهرستان یا وجود ندارند یا به طور مشخص تعریف نشده اند و یا دارای نقص هستند.

مثلا حمل و نقل شهرستان از  نبود فرودگاه،نبود جاده مناسب، نبود ورودی مناسب، معابر تنگ تعریف شده برای سالها قبل رنج می برد و زیرساخت فرهنگی با تعریف مشخص و مناسب برای شهرستان وجود ندارد و معلوم نیست در فرهنگ شهرستان چه شاخص هایی برای ارزیابی وجود دارد، در چه نقطه ای هستیم و به کجا باید برسیم، یا در زیرساخت معماری شهری جایی برای قدمت و تاریخ شهرستان که شناسنامه شهرستان برای همشهریان و گردشگران است، تعریف نشده است حال آنکه شهرستان پیشینه چندین هزار ساله دارد حتی اماکن دارای پیشینه تاریخی مثل ساختمان مسجد جامع یا سنگ دُلدُل یا خانه های و راههای تاریخی و یا زیبای گردشگری مثل کوچه باغ ها، چشمه سارها، قنوات  و … بدون توجه به پیشینه و ارزش تاریخی اشان تخریب و به جای آنها بناهای جدید ایجاد می شود، بافتهای زیبای قدیمی و تاریخی شهرستان که بعضا نمود فرهنگ و ارزشهای زندگی شهری و ارتباطات اجتماعی بوده و هست  به اشتباه بافت فرسوده نامگذاری و تخریب و نوسازی می شود و از طرف دیگر زمین های قابل کشت به خانه های با ارزش ریالی بالا تبدیل می شوند و مناطق مرتفع تر و دارای دامنه دید وسیع تر که در هر شهرستانی از منظر ایجاد ساختمان جزو مناطق درجه یک و بکر محسوب می شوند به دلیل بی توجهی و بی مهری در اقلید از نظر ریالی جز کم ارزش ترین اماکن برای سکونت تعریف شده اند چرا که از دسترسی به زیرساختهای شهری  و شهرسازی محروم هستند.

حال آنکه اقلید به واسطه داشتن زمین های مرغوب می تواند به مثابه یک باغشهر بزرگ و وسیع تعریف شود که ساکنین آن در تپه های سر برآورده در این باغشهر ساکن شوند و هر تپه برای خود یک ماسوله باشد و خیابانهای شهر با گذر از باغات با صفای این شهر محلات را به هم مرتبط کنند و حتی این قابلیت دیده می شود که با برنامه ریزی چندین ساله و توجه بتوان اقلید را به عنوان یک تپه شهر یا یک باغشهر جهانی به ثبت رساند. اجداد ما نیز از همین قاعده استفاده می کردند و خانه ها را به منظور امنیت بالاتر، مصون ماندن از سیل و استفاده بهتر از زمین های کشاورزی در مناطق مرتفع بنا می کردند به طوری که هنوز هم بیشتر محلات قدیمی روی یک تپه واقع شده اند.

وضعیت زیرساخت ها با نبودن آمار دقیق  قابلیت رصد کردن و تصمیم گیری ندارند و باید برای این مشکل نیز فکری شود. مثلا مدیریت تولیدات در بخش کشاورزی از نبود یک سیستم مدیریت و نظارت یکپارچه رنج می برد، هر کشاورز به صورت جزیره ای و مستقل تصمیم به کاشت می گیرد و همین امرکشاورزان را سرگردان می کند که برای سال جدید زراعی چه محصولی را کشت کنند تا هنگام برداشت با مشکل بد بازاری روبرو نشوند و منابع آب و خاک و نیروی انسانی را هدر ندهند و دست آخر هم چون کشاورزان دید پیش بینی بازار ندارند به مشکل بر خواهند خورد و متضرر خواهند شد. به همین ترتیب در سایر مسائل می توان مشکلات را رصد کرد.

بی توجهی به مسائل فوق به صورت زنجیره وار دست در دست هم داده و نتایجی چون نبود کشاورزی صنعتی و نبود صنعت پایدار، بیکاری، فقر مالی و فرهنگی، ازدواج پایین، فساد، آمار بالای طلاق و از هم گسیختگی خانواده  به عنوان رکن جامعه را در پی خواهند داشت که خود منجر به از هم گسیختگی های اجتماعی می شود و جریان فوق را تسلسل باطل می دهد.

راهکار اصلی سپردن امور از نقطه تصمیم گیری تا اجرا به دست متخصصین و جوانان دارای جسارت، شهامت  و انگیزه لازم برای اتخاذ تصمیمات شجاعانه در راستای ایجاد تغییرات و اجرای آن است. بایستی نقاط ضعف و کاستی ها به عنوان فرصت بهبود تعریف شوند و روی آنها کار شود و در این زمینه از نیروی عظیم انسانی آماده به کار بهره گرفته شود.