ارائه ی راهکار های مدیریت یکپارچه ی تالاب کافتر در جهت احیا و بازسازی تالاب

چکیده

بنا به گفته ی اهالی این منطقه این تالاب از گذشته های بسیار دور وجود داشته به طوری که عامل اصلی شکل گیری روستایی در این منطقه که نامی برگرفته از همین تالاب دارد است .

روستای کافتر یکی از روستاهای توابع شهرستان اقلید است که در شمال استان فارس و در جنوب اقلید قرار دارد.جمعیت این روستا حدود 2500 نفر است .شغل اهالی این روستا عمدتا کشاورزی است که نقش بسیار کلیدی در چرخه ی آب این منطقه دارد.

این دریاچه دومین دریاچه آب شیرین بعداز دریاچه ی پریشان است که زیستگاه طبییعی پرندگان مهاجر ومحل پرورش ماهی های (کپور و امور و در مواردی فیتوفاگ )بوده است . رودخانه شادکام در محدوده شهرستان اقلید استان فارس جریان دارد. این رودخانه از چشمه‌ای به همین نام در ارتفاعات کوه آلمالیجه سرچشمه گرفته و پس از آبیاری دشت نمدان، به دریاچه کافتر می‌ریزد. نواحی پیرامونی رود خانه شادکام از نظر گردشگری حائز اهمیت می باشد .

این رود خانه در گذشته با نام رودخانه ساریاتن مشهور است.

دریاچه کافتر یا شادکام از تالابهای آب شیرین استان در حوزه آبریز رودخانه سیوند و در مسیر همین رودخانه در نواحی سر آب در ۱۱۰ کیلومتری شمال شیراز قرار دارد. حوضه آبریز دریاچه کافتر در حد فاصل ۲۸ و ۳۰ تا ۱۵ ۳۱ عرض شمالی و ۵۳ ۵۱ تا ۵۶ ۵۲ طول شرقی قرار گرفته‌است

دریاچه از اهمیت به سزایی در سیستم طبیعی حوضه به لحاظ حفظ منبعی برای جذب پرندگان مهاجر و پرورش ماهی به‌شمار می‌رود. کافتر اولین ایستگاه پرندگان مهاجر در استان به‌شمار می‌رود. این دریاچه حدود ۲۵ میلیون متر مکعب حجم دارد. حداکثر عرض دریاچه ۵/۴ کیلومتر می‌باشد. عمیق‌ترین قسمت دریاچه دارای عمق ۵/۳ متر در وضعیت پرآبی می‌باشد.

در پانزده سال گذشته به دلیل استفاده بی‌رویه آب و همچنین توسعه کشاورزی در بالادست خسارات جبران‌ناپذیری به کافتر وارد شد. خشکسالی‌های چند سال اخیر نیز مزدی بر علت شد و باعث خشکی ۱۰۰ درصد دریاچه شده‌است..

هرچند خشکسالی در این سال‌ها تأثیر زیادی بر خشک شدن تالاب‌ها داشته‌است، عدم برنامه‌ریزی برای آب بالادست تالاب‌ها و دریاچه‌ها، چشمه و رودخانه‌ها و ساختن سد، بسیاری از تالاب‌های کشور را کاملاً خشک کرده و این عامل در دریاچه کافتر محرز و مبرزتر است. برای حل معضل دریاچه و بازگرداندن حیات به آن، نظر کارشناسان و مسئولین مربوطه این است که باید با مدیریت مصرف آب در حوزه کشاورزی نسبت به احیای دریاچه اقدام کرد. در غیر این صورت در آینده‌ای نزدیک، استان فارس با خطرات زیادی از جمله ورود کویر روبه‌رو خواهد شد. حفظ حریم دریاچه از مهم‌ترین اولویت‌ها در زمان خشکسالی است. در سال ۱۳۸۷/۲۰۰۸ در پی خشکسالی و خشک شدن ۸۰ درصد دریاچه حدود ۲ هزار قطعه ماهی در این دریاچه تلف شدند.

کافتر در زمان پرآبی یک بانک زیستی از مجموعه متنوع گونه‌های جانوری و زیستگاه طبیعی پرندگان مهاجر و محل پرورش ماهی‌های کپور و آمور بود. وجود چشمه‌سارها و قنوات متعدد علاوه بر ایجاد مناظر زیبا و دیدنی زمینه مساعدی برای پرورش ماهی قزل‌آلا فراهم نموده و هر سال میزبان بسیاری پرندگان همچون تنجه، چنگر معمولی فلامینگو، اردک سرحنایی، خوتکا، اردک سرسبز، غاز خاکستری، عقاب دم سفید، مرغ سقای خاکستری، اردک سرسفید، کفچه نوک، حواصیل‌ها، باکلان و کشیمیان و انواع پرندگان کنار آبزی بود.

علاوه بر پرندگان آبزی، پرندگان کنار آبزی زیادی مثل درنا، کبک، تیهو، عقاب طلایی، شاه باز، دلیجه، جی جاق و کمرکولی زنبور خور کوچک و سبز قبای هندی و ۴۹ گونه پستاندار از جمله پلنگ، قوچ و میش، گربه جنگلی، روباه معمولی و گرگ در کنار زندگی می‌کردند؛ بنابراین، تالاب کافتر، هر چند در لیست تالاب‌های بین‌المللی نبود اما دست کمی از تالاب‌های بین‌المللی نداشت.

 اگر از جاده اب باریک حدود20کیلومتر کانال کشی شود تا اب در منطقه بالا دست دریاچه گسترش نیابد وبا سرعت به سطح دریاچه برسد.

خشکسالی پیاپی موجب افت ذخائر آبهای زیر زمینی شده و برداشت غیر مجاز به این بحران دامن زده ,در نتیجه احیا دریاچه با یک مدت تر سالی غیر ممکن است ولی فرصتی است به حقوق ذینفعان دریاچه توجه شده و به لحاظ حقوقی به رفع موانع احیا آن توجه شود..

اگر محیط زیست  و وزارت نیرو  پمپازهایی از سد حنا و صدرا  اب به دریاچه تزریق کنند , یعنی  دولت خودش به همان نسبتی که اجازه حفر چاه و برداشت اطراف دریاچه  داده است از منابع پشت این دو سد نسبت به تزریق اب اقدام کند قطعا شاهد ابگیری مجدد خواهیم بود .

چند نکته مهم

   دریاچه یک عضو از طبیعت است که بود و نبودش به معنای سلامت یا بیماری محیطی است که همگی در آن زندگی می کنیم   برای مثال، اگر بدن ما عضوی مانند کلیه یا کبد را از دست بدهد، در اصل این کلیه یا کبد یا ... نیستند که حقشان ضایع شده، این مایم که به عنوان صاحب بدن متضرر شده ایم.  اگر دریاچه آبی دریافت کند آن را به خارج از منطقه نخواهد برد، بلکه با روشی هوشمندانه که خالق طبیعت برای آن مقرر کرده، با مؤثرترین روش، آن را به محیط باز میگرداند..

مهمترین وجهش این است که رطوبت محیط را افزایش داده و بنابراین ضمن تعدیل دما، موجب میشود نیاز آبی همه گیاهان از جمله محصولات زراعی کاهش یابد. یعنی با آبیاری کمتر، محصول بیشتر برداشت شود؛  دیگر اینکه توان بالقوه ی محیط برای افزایش ناحیه ای ابر افزایش داده و دراز مدت سبب بارش باران بیشتر میشود؛  پر آب بودن دریاچه، انواع دیگری از معیشت پایدار به جز کشاورزی را رونق میدهد که از جمله ی آن، تولید آبزیان است که سابقا منبع درآمد گروه  بزرگی از ساکنان بوده.

وجود دریاچه ای که همواره پر آب باشد، منبع بی پایانی از کسب درآمد پایدار از گردشگری را به همراه خواهد داشت. منطقه ای خنک و خوش آب و هوا که مشابهش در هیچ جای جنوب کشور نیست، در کنار یک دریاچه با منظر زیبا واقعا استثنایی است. در جنوب کشور هر جا دریاچه داریم (پریشان، بختگان، و...) آب و هوای اطراف بویژه در فصل گردشگری طاقت فرساست اما در این منطقه، که در زمره سرحد و ییلاق استان قرار دارد، آب و هوا معتدل و دلپذیر است.

زمانی که هنوز بشری پا به این منطقه نگذاشته بود، این دریاچه بوده و با بی حرمتی به موجودیت آن، پس از نابودی معیشت انسانها و کوچ آیندگان، دوباره هم خواهد بود. پس چه بهتر که انسانها و طبیعت بتوانند با حفظ حقوق هم، در کنار یکدیگر، عاقلانه و مهربانامه زندگی کنند.

سه نکته مهم که باید تحت بررسی دقیق و موشکافی قرار گیرد

۱) دلایلی که به مدیریت طبیعت، اکوسیستم و بارشها و روان آبها؛  که باید نظر متخصصین فنی امر یعنی متخصصان محترم آب و خاک و مرتع و ... را جویا شد و دلایل بررسی نقیصه ها پیدا و رفع شوند. این گروه از این منظر می تواند کمک باشد.

۲) از منظر عمومی؛ و مردمی که در آن حوزه آبریز زندگی می کنند باید منافع آنها با احیای دریاچه تهدید نشود بلکه منافع آنها با احیای در یاچه گره بخورد و شاید بهتر باشد مدیریت و نه مالکیت دریاچه و منابع آبی زیر زمینی و ... در اختیار آنها باشد تا دلسوزانه و مجدانه پیگیر باشند که این امر نیاز به تصویب قانون در مجلس و واگذاری اختیارات لازم  دارد و به منظر سوم این مطلب بر می گردد.

۳) از منظر مسئولین و تصمیم گیران؛ اگر دو مورد فوق با پذیرش و حمایت واقعی مسئولان امر همراه نباشد و برای احیاء بودجه بندی نشود این تلاشها راه به جایی نخواهند برد.که این امر نیاز به تصویب قانون در مجلس و واگذاری اختیارات لازم  دارد.

اما بعد از انقلاب ، دوسه بار، و اخرین بار ا ز،سال 1386

جایگاه و نقش گردشگری در توسعه مناطق

 هر سیستمی یک ورودی ,خروجی و یک ذخیره نیرو دارد .اگر خروجی کمتر از ذخیره باشد حتما احیا میشود.

چگونه؟ در چه مدت؟  به چه دلیل؟

 موضوعات مهمی است که باید مشخص  و مطالبه عمومی شود . برای شغل جایگزین کشاورزانی که ضرر میکنند ,در پروسه احیای تالاب باید به دو صورت عمل کنیم:

کوتاه مدت وبلند مدت . کوتاه مدت برای متقاعد کردن کشاورز به انجام کارهایی که از نظر توپوگرافی با منطقه سازگار است .میتوان با کمک دوستانی که قدرت مالی بالاتری دارند یا صندوق های قرض الحسنه وامثالهم بخشی از ضرر را جبران کرد.

  دوم, در بحث بلند مدت لزوم توجه به اکوتوریسم  و درامد سرشار است که این مورد وقت زیادی را میطلبد.

 نکته ی دیگری  که قابل تامل است ,گردشگری اکوتوریسم یک بخش مهم از این رویه است .مسیر های گردشگری روستایی(بوم گردشگری)گردشگری, گردشگری ادبی, همه این موارد را میتوان در بحث گردشگری گنجاند.

 بی تردید نتیجه ی صحبت ها و نظرات دوستان  درکنار یکدیگر, یک پکیج مبتنی بر توسعه پایدار را برای جوامع پیرامونی تالاب در برخواهد گرفت,و در کنار آن گیاهان داروئی ,گردشگری سلامت و.....‌

 ظرفیت گردشگری ایران عالیست اما با دو کلمه و یا یک اتفاق به کما می رود.  بهرحال باید سایر بخشها را در کنار آن ببینیم و تنها نگاه صرف به این حوزه مفید نخواهد بود.

اکوتوریسم در یک منطقه کوچک قابل اجرا است،ولی یک منطقه که از شادکام شروع و انتهایش دمدریا و...تخت عروس است. قابل اجرا نیست  اتفاقا هرچه قدر غنای یک منطقه از لحاظ زیستی بالا باشد با جذب گردشگر بالا روبه رو است و به معنای دیگر میتوان بین جذب گردشگر و غنای زیستی رابطه ی مستقیم برقرار کرد .

برای مثال چه مشکلی دارد که یک جوان اهل  روستای کافتر یا چشمه رعنا یا هرکدام از منطق و روستاهای دیگر حاشبه تالاب ,یک راهنمای گردشگری باشند ,در منطقه ای که حاصل مدیریت و نگهداری خود ان فرد است .

عوامل داخلی وخارجی موثر برصنعت گردشگری دریاچه کافتر

 این پهنه‌ی آبی شاید بیشترین خدمت را به تاب‌آوری منطقه، ارتقای حاصلخیزی خاک، تعدیل اقلیمی، افزایش ظرفیت گرمایی ویژه، کاهش تفاوت دمای شب و روز، افزایش جذابیت‌های گردشگری، رونق دامداری، پرورش ماهی و کاهش نیاز روزانه اقلام زراعی و باغی به آب انجام می‌دهد. بنابراین، انتظار می‌رود که در صف مقدم حامیان تخصیص حقابه تالاب، کشاورزان قرار داشته باشند. درحالیکه متهم شماره نخست در فروپاشی #کافتر، همانا کشاورزی افسارگسیخته، رانتی و آزمندانه است. چندی پیش در دریاچه یکی از سدهای مخزنی شمال کشور فیلمی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که ظاهراً سرنشینان یک قایق تفریحی، ضوابط حجاب را رعایت نکرده بودند، با سرعت عمل نیروهای حراستی  بلافاصله شناسایی و مسببین مجازات شدند. اما سالهاست فرد یا افرادی که مرتکب #اسیدپاشی در یکی از شهرهای بزرگ کشور شده‌، شناسایی نشده‌اند! امیدوارم مقصرین #جنایت_آبی در کافتر به اندازه اسیدپاش‌ها شانس نداشته باشند و به زودی با برداشته‌شدن موانع غیرطبیعی در مسیر بستر سیلابی رودخانه شادکام و رعایت بارگذاری اراضی زراعی، باغی، دامداری و شیلات متناسب با توان بوم‌شناختی حوضه آبخیز کافتر، شاهد ژینایی دوباره‌ی این دریاچه راهبردی در قلب فارس باشیم.

مهمترین راه حل احیای دریاچه کافتر بازگشایی کانال وابراه اصلی له شادکام یعنی ازروستای شادکام شهرمیان تا ابباریک,وعلی اباد نظام اباد تا چشمه رعنا میباشد چون شاهرگ اصلی دریاچه له شادکام بوده وتوسط زمینهای زراعی طی سالهای بعد انقلاب مسدود شده.

راهکار پیشنهادی

به نظر میرسد بهترین وسریعترین کاری که بهترین نتیجه را از ان میتوان گرفت بازگشایی اب در قسمت پایینی روستای نظام اباد است تا ,ابی که زمینهای دشت نمدان را پوشش داده وباعث خسارت ان منطقه شده  هدایت  شود به مکان اصلی دریاچه که تل چقا به سمت کافترمیباشد.

البته ابگیری دریاچه فکر خوب ودرستی است ولی باید اول فکر کانال وخروجی ان هم باشند چون اگر دراینده انشااله فرایند بارندگی به این صورت باشد ودرفصل زمستان هم بارندگیهای متداول باشد وخروجی ان باز نباشد میدانیدچه خسارتهای بزرگی به منطقه خواهد رسید که عمده خسارت ان هم شامل منطقه چشمه رعنا وخنجشت خواهد بود مثل دهه هفتاد که چندین سال زمینهای کشاورزی این مناطق زیر اب رفته بود فقط برای اقلیت خاصی خوب بود.

دشت نمدان

دشت نمدان از نظر زمین شناسی در واقع یک پولیه است . پولیه ها دشت ها کارستیک یا اهکی هستند که در واقع مثل یک دستشویی عمل می کنند . این دشتها معمولا به وسیله یک گسل یا چاه هایی که در اصطلاح پونور نامیده می شوند به فضای خارج خود ارتباط پیدا می کنند . دشت کافتر توسط,گسل کردشول به صورت چپ گرد به گسل دیدگان متصل و.از محل تنگ حنا خارج و  نهایتا ابهای اضافه ان در چشمه بناب تخلیه می شود . خصوصیت بارز پولیه ها این است که در مواقع بارش سطح اب زیر زمینی بالا می اید  و دشت به اصطلاح زهدار میشود  و اب پس می زند  و این روند در فصول خشک نیز اتفاق می افتد.

موارد زیر که نقش کلیدی دارد ,باید نقد و بررسی گردد:

دریاچه دارای شناسنامه و اطلاعات کامل در, محیط زیست ,سازمان اب منطقه ای فارس یا  اب اقلید  یا جهاد و طرح نگهداری وحفاظت هم  وجود دارد  که بیشتر باید از ظرفیت و طرحهای موجود مورد برسی قرار گیرد.

باید ازحفر چاهای غیر مجاز  وحتی تعدادی چاهایی که دارای مجوز وبصورت رابطه صادر شده است,  جلو گیری شود.

تمام ورودیهایی  که به دریاچه منتهی میشود,مورد برسی و موانع هایی که بصورت بند یا خاکریز  یا بصورت کانال انحراف داده شده احیا گردند.

خاکریرهایی که در دشت زده شده همه بررسی و اصلاح گردد.

تمام مسیرها و روان ابهایی که به سمت دریاچه بوده  وتصرف وتخریب شده برسی و احیا گردد.

جلوگیری از واگذاری  زمینهای محدوده در خصوص حفظ حریم دریاچه و واگذاری زمینهای موجود,

له شادکام که ابراهه اصلی مناطق بالادست به سمت دریاچه کافتر می باشد .در اصل به عنوان زهکش در خط القعر این دشت از بالا دست تا محل ورودی دریاچه عمل میکند.ولذا با توجه به برداشت های بی رویه از مراتع بالادست وعدم توجه به عملیات مکانیکی وبیولوزیک در ابراهه های منتهی به زهکش مذکور باعث گردیده تا رسوبات این زهکش را غیر فعال وحجم مفید مخزن دریاچه را کاهش داده وبا این اوصاف نیاز به برنامه کوتاه مدت نظیر لایروبی وازاد کردن مسیر ودر برنامه دراز مدت با همکاری نهادهای مردمی ودستگاههای اجرایی در بالادست نسبت به اجرای عملیات مکانیکی وبیولوژیک اقدام کرد.

نظریات وارد شده در حذف معیشت مردم ناحیه

امکان حذف کشاورزی در این منطقه به هیچ عنوان وجود ندارد . تنها میتوان با ایجاد اشتغال پایدار تا حد ممکن از این قضیه جلو گیری کرد ,که برای انجام کشاورزی متوسل به حفر چاه غیر مجاز و هزاران رویدادی که نتیجه ی ان است جلوگیری شود .

نظریه دیگری نیز در این زمینه وجود دارد :

برخی عقیده دارند که خروجی با تبخیر از بین میرود ,که این گونه نیست به دلیل انکه :

یک ) باید حریم اصلی دریا میله گذاری گردد تا تجاوزات بی رویه به دریا مشخص شود.

دوم )تا زمانی که خروجی احیا نشود ,نصب دریچه در اخر دریاچه اثری ندارد.

بنابراین : چگونه اب واد دریاچه شود . امید است ,با بارندگی هایی که در سال پیش رو است , دریاچه به خودی خود ابگیری شود , که ان هم مستلزم دستور العمل هایی است که حتما در دستور کار قرار خواهد گرفت .

نظریه بعدی :

با گردشگری معیشت مردم حل خواهد شد .

نباید فراموش کرد که گردشگری در این منطقه به طور قابل توجهی نمیتواند رشد کند ,ضمن اینکه شرایط اقلیم منطقه را نیز باید درنظر گرفت.در ابان ماه مردم این منطقه هم حاضر نیستن  که سرحد باشند به دلیل سرما ویخبندان.

به طور مثال یک خانواده چهار نفره با چند هکتار زمین توان گذران یک زندگی ساده را ندارند.با این تفاسیر, چندگردشگر که درطول یکسال سه یا چهارماه هم بیشتر نخواهد بود چگونه میتوانند هزینه زندگی خود را تامین کنند.

 در نتیجه:

 اول حریمهای اصلی دریاچه باید میله گذاری شود و سپس خروجی اب نیز احداث گردد ,در غیر این صورت ,شش روستا هشتاد درصد از زمینهای کشاورزی خود را ازدست خواهند داد. در حالت تر سالی , ریزش های جوی سال گذشته به حدی بود که اطراف مسیر های ارتباطی به سمت چشمه رعنا تا کافتر را ,پوشش داده بود . مستندات وعکسهای ان نیز در مرکز جهاد کشاورزی خنجشت موجود است .

اشتغال مردم منطقه در نیمه ی دوم سال در صورت احیا دریاچه

زمستان های سرد منطقه امتیاز های خوبی , جهت راه اندازی مکان هایی برای ورزش های زمستانی دارد .

قطعا با در نظر گرفتن تمام جوانب و پتانسیل های منطقه تصمیم نهایی گرفته خواهد شد. همانطور که در مباحث ,قبل هم گفته شد , کشاورزی را نمیتوان از منطقه ,حذف کرد ولی میتون انجام کشاورزی را در راستای حفظ محیط زیست ,اطراف تالاب هدقمند کرد.

در حال حاظر ابی که سبب احیا دریاچه شود وجود دارد , اما متاسفانه جای دیگری است که باعث خسارت ,به کشاورزان بالا دست شده .

نکته در خور توجه اینست که ,ورودی دریاچه کوچک شده: یعنی راههای ورودی اب به دریاچه توسط عوامل انسانی بسته شده که فعالیت های چشمگیری نیز در این راستا توسط سازمانهای مردم نهاد و نهاد های دولتی صورت گرفت .

راهکار های ارائه شده برای حفظ معیشت و اشتغال مردم منطقه در زمان احیا

گردشگری زمانی که در منطقه رونق بگیرد برای کشاورزی ودامداری منطقه, اثرات خوبی خواهد داشت .گردشگری هیچگاه در این منطقه نمیتواند جایگزین کشاورزی شود, اما میتوان ان را  در کنار,تولید,اشتغالزایی نهادینه کرد و حتی امکان معرفی روش های نوین کشاورزی را به منطقه خواهیم داشت ,مانندکشت های نوین گلخانه ای .

در تمام راهکار های ارائه شده ,اگر منبع درامد پایدار وجود داشته باشد , هیچ گاه کشاورزی غیر اصولی در منطقه نخواهد بود .

 بنا براین کارشناسان امر  باید تدبیری بیاندیشند که کشاورزان آن منطقه نیز کنترل شده و از آب موجود استفاده کنند , یا منایع آبی دیگری(درصورت امکان) برای این قشر به عنوان جایگزین معرفی ودرنظر گرفته شود.

اکوسیستم و بوم سازگان

جامع و کامل ترین تعریف  از اکوسیستم را فردی به نام رابرت کریستوفرسون انجام داده است :

 اکوسیستم یک سیستم طبیعی شامل گیاهان، حیوانات و میکروارگانیسم‌ها (مجموعه‌ی موجودات زنده) است که در یک ناحیه مشخص با همه‌ی عوامل و اجزای فیزیکی غیرزنده‌ی محیط در تعامل هستند.

گونه های انحصاری دریاچه کافتر

دریاچه ی کافتر طیف مختلفی از ابزیان را در خود جای میداد بخصوص ماهیان.

 چهارگونه ماهی در این دریاچه وجود داشته است که یک گونه بومی کشور ایران است که منشا اصلی ان دریای خزر بوده است و سه نوع بعدی ان کپور ماهیان چینی نام دارد .

کپور ماهیان چینی شامل

یک )امور (کپور علف خوار )

دو)کپور سر گنده یا بیگ هد

سه )کپور نقره ای یا فیتوفاگ: این گونه از کلمه اول اسم به معنی فیتو (یعنی فیتوپلانکتون خوار است.

بعد از ورود گونه های کپورماهیان چینی بخصوص امور به دریاچه سبب تخریب زیستگاه اصلی بقیه ی ابزیان شد. نکته ی بعدی زمان زنده ماندن نخم ماهیان دریاچه بود که بنا بر نتایجی تا چند سال متوالی زنده هستند اما چون این دریاچه در سال های اخیر مقدار قابل توجهی اب را در خود جای میداده این تخم ها به لارو تبدیل شدند و پس از مدتی که اب تبخیر شده از بین رفتند . از طرفی فاضلاب های خانگی و صنعتی نیز طبق بررسی های چند ساله بنده باعث شده است که نیز همانند ماهی امور سطح بخار را بیشتر کنند .

با آمدن امور به دریاچه,بعد از یک دهه نیز باعث مرگ دریاچه خواهد شد .

از طرفی راه های رودخانه که به این دریاچه بوده است بسته شده (دلیل اصلی صنعت)

 با ادله عنوان مقاله تاثیر مثبت گونه کپور علف خوار بر خشکی آب های داخلی ایران به خصوص دریاچه کافتر.

متاسفانه مردم کافتر و روستاهای چشمه رعنا و خجنشت موافق بر این نیستند که این گونه به کلی از دریاچه حذف شود , به دلیل کیفیت بالای گوشت این ماهی  با تشکر محمد دادفر.

  اینها عمدتا ماهیان غیر بومی هستند که به منظور افزایش تولید ماهی؛

 یا کنترل علف های هرز آبی

و یا کنترل پلانکتون تقریبا به تمام دنیا منتقل شده اند.

  اینها نمیتوانند سبب خشک شدن تالاب شوند ولی از راه انتقال بیماری و انگل،   از بین بردن گیاهان آبزی و تخریب زیستگاه،   تالاب را تحت تاثیر خود قرار میدهند.

  معمولا چون مقاوم هستند و رشد  بالایی دارند  بخوبی در هر منبع آبی سازگار شده و تهدیدی برای ماهیان بومی تالاب می شوند.

   در این مورد همواره بحث های جدی بین طرف داران محیط زیست و سازمان های شیلاتی صورت می گیرد و طرف داران و مخالفان خاص خود را دارد.

   تمام گونه های دریاچه کافتر به جز کپور معمولی  از آسیای شرقی وارد ایران شده است.

ماهی علف خوار ,نسل گیاهان ابزی بک تالاب را از بین می برد. از بین رفتن, گیاهان آبزی و به دنبال ان سبب خشک شدن دریاچه میشود.

منشا کپور معمولی دریای خزر و آبهای اروپا بوده است ولی از این نواحی به چین برده شده و سپس به منظور ابزی پروری به همه نقاط دنیا منتقل شد.

 این خود باعث میشود ک سطح آمونیاک دریاچه افزایش پیدا کند و با افزایش آمونیاک اکسیژن کم‌میشود و در نتیجه بخار و حجم آب کم‌می شود .

البته در محدوده کم ممکن است تغبیراتی ایجاد شود , ولی برای یک منبع بزرگ آبی  در دراز مدت سبب خشکسالی نمی شود..

دقیقا همین عامل باعث قلیایی شدن تالاب انزلی شد، البته به علت وجود برگ های پهن گل های نیلوفر دریاچه کافتر اکوسیستم بزرگی نیست  و تراکم بالا باعث این امر شد.

و سبب تغییر پارامترهای فیزیکی و شیمیایی اب میشود و محیط را برای انواع ابزیان بومی نامساعد میکنند.

 مثلا کپور معمولی سبب گل آلود شدن آب می شود و که بستر را تخریب میکند.

‏دلیل اصلی گل آلود کردن بستر ,تولید مثل و تکثیر طبیعی است. مشکل بزرگ کافتر عدم دریافت  اب از بالادست حوضه و برداشت  بی رویه اب بالادست حوضه است. کاهش میزان بارندگی نیز اثرات خود را داشته است .

اگر مسیر اب یک سال به حالت اولیه برگردد ، چاه های اضافی را مسدود کنند و به دنبال معیشت جایگزین  با تغییر الگوی کشت گیاهان با نیاز آبی کمتر باشند,  تالاب جان میگیرد.

 گرچه هنوز بخش زیادی از آب ورودی به تالاب در زمین تشنه نفوذ میکنداما .

در عین حال به فکر معیشت جایگزین و تعبیر الگوی کشت باشند ,اب کمتری مصرف خواهد شد.        ماهی کپور  و تبخیر آب باعث خشک شدن دریاچه کافتر است یا این چاه های کشاورزی در حاشیه رودخانه شادکام و تالاب کافتر!!؟؟؟

سوال مهمی که در حال حاظر وجود دارد این است که چرا در نواحی شمالی کشور که منبع ابی زیاد است تالاب انزلی نیز به مشکل خورده است؟

  مگر منبع آب و دبی و آب های شمال ایران بالا نیست ؟

    چرا نیز به مشکل خورده است ؟

حضور ابزی نمیتواند باعث خشک شدن یک منبع آبی بزرگ باشد.

  مهمترین عامل همان تعادل بین ورودی و خروجی یک تالاب است.

  عمدتا بارش باران در سطح کل حوضه و انتقال آن به تالاب است.خروجی میزان برداشت از سطح حوضه و تبخیر است. گرچه در کافتر تبخیر کمتر از مهارلو است.

  قبل از ماهی ، اطراف دریاچه گیاه بود در خود اب ، متل نیزار،   گروهی بر این  عقیده بودند که این ماهی ها گیاه خوار هستند ، و موجب از ببن رفتن گیاهان داخل اب شده اندو بیشتربر بعد  نظری و تجربی گفته شد که ،  نقش این ماهی در این مورد چیست.

دریاچه کافتر یک منبع چندان بزرگی نیست  و از طرفی عرض ‌کردم ک در تراکم بالا در این دریاچه و نیز تولید آمونیاک بالا و از طرفی برای کنترل این آمونیاک اکسیژن نیز زیاد مصرف می شود باعث از بین رفتن این گونه می شود‌

عارض خدمت شما شدم‌ که گیاهان آبزی از بین رفته و روند دنیتریفیکاسیون باعث مصرف زیاد اکسیژن شده است  و در نتیجه اکسیژن کم شود سطح آب نیز کاهش پیدا میکند    چاه های اطراف عمیق نیستند و اما از طرفی به دلیل نبودن امکانات به خصوص برق چاهای سطحی هم حتی به خوبی آب از ان پمپاژ نمی شود.

 علل اصلی ، عدم رعایت حق آبه دریاچه است که به آن اختصاص داده نشده است.

پارامترهایی از قبیل تبخیر آب ، گسل کردشول ، پرورش ماهی، کارست ، خروجی آب از دریاچه , نمی تواند نقش موثری در خشکی تالاب داشته باشد!!

متهم اصلی که باید جلو آن را گرفت کسانی هستند که بی مهابا پروانه چاه صادر کردند!!

کسانی هستند که مانع ورودی آب به دریاچه را در ۷۰ کیلومتر طول رودخانه شادکام را گرفته اند.

کسانی که در دوسال اخیر، با تر سالی های شگفت انگیزی که مواجه بودیم با احداث خاکریزهای عریض و طویل مانع از ورود آب به دریاچه شدند..

متهم ردیف اول اداره کل امور آب استان فارس در شهرستان اقلید هستند که باید مورد مواخذه قرار گیرند و تنبیه مناسبی برایشان در نظر گرفته شود که چرا به وظیفه قانونی خود عمل نکرده اند. در برخی ار نقاط فاصله برخی از چاه های کشاورزی از یکدیگر کمتر از ۱۵۰ متر است و این یعنی فاجعه.

ماهی علف خوار، از گیاهان آبزی موجود در آب تغذیه می کند و با توجه به اینکه بشدت رشد می کند  از علف های بیشتری استفاده نموده و در این صورت پوشش گیاهی تالاب کم میشود. این گیاهان به غذایی برای  ماهیان  بومی و سایر زینندگان ابزی است از طرفی بستری برای تخم ریزی های ماهیان بومی است. به علت کاهش شدید گیاهان ابزی خورده شده توسط ماهی امور یا علف خوار، آبزیان بومی برای تولید مثل و تغذیه دچار مشکل شده و جمعیت آنها کاهش می یابد .

آنچه مسلم است آب بالادست به دریاچه نمی رسد و همه ما این را بخوبی میدانیم. کاهش جمعیت در این دریاچه باعث کاهش مصرف اکسیژن میشود و از دوستان و اهالی روستای کافتر بپرسد که در هر هکتار به صورت طبیعی چقدر ماهی برداشت میشده است.

این امر ینی حضور کپور علفخوار  باعث کاهش جمعیت شده است  کاهش جمعیت ینی صید نیز کم می شود  چه بارندگی خوب باشد چه کم به دلیل مسائل بالادستی اب به دریاچه نمیرسد.

وقتی که موانع انسانی دخیل هستند بقیه پارامترها خیلی کمتر تاثیر گذارند و.نباید اشتباه انان در این موضوعات کمرنگ نشان داده شود

از نظر علمی ممکن هست  نوع ماهی موجود سطح گیاهان موجود در دریاچه باعث سرعت گرفتن تبخیر آب شود ولی علت خشکیدن دریاچه کافتر بیشتر نرسیدن حق آبه ورودی است .چندین سال است که نه ماهی در آب وجود داردونه گیاهی که باعث خشکی شود البته که وجود چاه ها بی تاثیر نیست ,ولی آب دریاچه از طریق جمع شدن آبهای ناشی از بارندگیهای فصلی تامین  میشود که متاسفانه از سمت رودخانه شادکام سد های خاکی که در طول مسیر احداث شده باعث نرسیدن حق دریاچه به بستر خود میشود که این آب‌ها در مسیرهایی سد باعث پهن و گسترده شدن  در پهنای مسیر میشود.

 تبخیر و تزریق به زمین بهترین تاکید میکنم بهترین و اورژانسی ترین اقدامی است که میتوان  انجام داد .حفر کانالی در مسیر شادکام تا زیر چشمه رعنا که باعث شود آب با سد مانع ورود ان نشود و دوم به زمینهای طول مسیر خسارت وارد نکند و به واسطه گسترده  شدن تبخیر نشود .

کنترل مسیر آب ساده و راحت خواهد بود .

 بر فرض مثال  اگر درقسمتی مانعی جلو اب باشد  راحت تر بازگشایی خواهد شد .

 و تصویب قانون برای جلو گیری از مسدود کردن مسیر آب با امید موفقیت خواهد بود , چرا که دریاچه کافتر متعلق به همه است .

نگینی در شمال فارس که اگر آبگیری شود, با توجه به شبکه های اجتماعی و زیبایی منطقه میتواند  کمک شایانی به جذب توریست و کسب درآمد برای شهرستان کند.

بدلیل مات بودن زمین در دشت آب باریک و شیب بسیار کم در طول مسیر رودخانه شادکام ، بالطبع باید ساماندهی رودخانه به دست کارشناسان خبره و شرکتهایی سپرده شود که برای رفع تکلیف کار نکنند و بسیار با دقت این فرایند انجام پذیرد.

عدم بارش کافی در بازه ده ساله گذشته

برداشت بی رویه و بی سابقه  از ابهای زیر  زمینی

 تخریب حریم و بستر رودخانه و دستکاری حوزه ابریز دریا

 حدود دو هزار چاه بصورت متوسط هر پنج لیتر بر ثانیه جمعا ده متر مکعب (حداقل)توسط کشاورزان جهت کشت گیاهان اب بر مانند هندوانه برداشت میشود . در یک کلام این دریاچه احیا نخواهد شد ,مگر اینکه معجزه هزار میلیمتری باران  و دو متر برف رخ بدهد.

 با دیدینی های فراوانی که در حوضه تالاب وجود دارد اگر دریاچه ابگیری شود با مدیریت صحیح میتوان به مراتب بیش از کشاورزی برای همه ساکنین  درآمد کسب کرد.

  ماهی نگری، پرنده نگری، گردش گری، جلب توریست خارحی، گیاهان دارویی؛  توریسم پزشکی یعنی افرادی برای آرامش دیدن کنند.  ماهی درمانی،  تولید جلبک های تک سلولی  به عنوان منبع تولید مواد اولیه پزشکی ، برگزاری اردو های علمی دانش آموزی و دانشجویی، تهیه سالن بزرگ پرنده نگری  و...خاک منطقه نا صد متری زیر زمین اشباع نیست ...چطور توقع دارید رواناب صورت پذ

عوامل تاثیر گذار بر اب های زیر زمینی و سطحی مننتهی به دریاچه

 به نظر میرسد بیشترین مصارف اب در این منطقه  توسط چاههای  اب کشاورزی استفاده میگردد.

با توجه به سطح ریزش های جوی سالهای اخیر اب قابل توجهی در مسیر هایی که به دریاچه منتهی میشود فقط به علت نبود ورودی و بسته شدن ورودی توسط عوامل انسانی هدر میرود.

نکته ی مهم, این است که باید دید از کجاها ورودیهای تغذیه آب به صورت غیر قانونی بسته ومسدود شده به نفع عده ای سود جو یا رانت خوار دراین زمینه (شامل چاههای غیر مجاز و کج راههای آبی  غیر مجاز)  از دست میرود .

به طور کلی ودربلند مدت با مطالعه نوع خاک آن منطقه با کاشت درخت درسطح وسیع و قابل توجه میتوان تاحدود زیادی شرایط اقلیمی منطقه را تغییر دهیم تا سالیانه شاهد بارشهای متوالی ومستمر باشیم و دراین راستا میتوان از اکنون مطالعه وتحقیقات اصولی را انجام دهیم.

گردشگری پایدار

گردشگری پایدار، با اتکا بر مفهوم توسعه‌ی پایدار، می‌خواهد صنعت گردشگری در عین سوددهی اقتصادی، کم‌ترین تاثیر را بر جامعه میزبان و محیط زیست را داشته باشد. گردشگری پایدار به معنای بازدید گردشگری از یک مکان یا مقصد و آسیب نرساندن یا هرچه کمتر آسیب رساندن و به‌طور کل حفظ آن است. گفته می‌شود از آنجایی که هر صنعتی پیامدهایی دارد، گردشگری نیز هرگز به‌طور کامل پایدار (یا بدون اثر) نخواهد، بود، ولی دست‌کم می‌تواند در جهت پایدارتر وسازگارتر شدن با محیط گام بردارد.(نسیبه گودرزی)

گردشگری پایدار یعنی با توجه به بافت و ویژگی فرهنگی و سنتی منطقه اقدام کرد.توجه به اداب رسوم و فرهنگ و نوع ساختمان سازی سنتی و هر جیزی که به این حوضه مربوط باشد.

در غیر این صورت خود, یک عامل تعارض است  نه تنها بحث گردشگری بلکه در هر حوضه ی دیگری که بخواهیم پیش بریم لزوم توجه به بافت زندگی ساکنین منطقه لازم و ضروری است.

ایا سهمی از مشارکت های بین المللی در جهت احیا دریاچه کافتر در نظر گرفته شده است؟

پیشنهاد من در این رابطه این هست که در کنار فعالیت های حقوقی و مدنی پیرامون تعیین حق ابه تالاب کافتر، با توجه به شرایط, کاری کنیم که توجه های بین اللملی به سمت دریاچه کافتر جلب شود ,البته با در نظر گرفتن جوانب احتیاط .

و اینکه ,مسیر آبراهی که آب را از سمت استان اصفهان به دریاچه کافتر جاری میسازد ,دستخوش تغییرات زیادی در طول مسیر شده ,از جمله سد های خاکی و تغییر مسیر آب .

که مهم‌ترین آنها همین سد های خاکی است که. به منظور جلوگیری از خسارت زده شده و سبب ورود آب به مزارع است و همچنین واگذاریهای اشتباه زمین در این مسیر.

ولین قدم که حفر کانالی از چشمه رعنا شروع و به شادکام و حتی بالاتر ادامه پیدا کند.

بنابراین

 بخشی از این داده ها که به نظر من می بایست فراهم باشد شامل موارد زیر هستند

۱) حجم آب مورد نیاز برای احیای تالاب

۲) میزان آب ورودی و خروجی از حوزه آبخیز

۳) تعداد چاههای غیر مجاز و میزان برداشت آب از آنها

۴) سطح زیر کشت مازاد

۵) تغییر شیوه  کشت

۶) تغییر ماده کاشتنی 

۷) منابع تأمین آب دریاچه

۸)منابع محتمل برای تزریق آب به دریاچه

۹) مسیرهای انحرافی و هدررفت آب از تالاب

(سال ۹۷نامه ای از سازمان مدیریت امد,اعتباری برای احیا دریاچه در نظر گرفته شده وازردیف اعتبارات ملی شهرستان نیز میباشد. )این موضوع از طریق امور اب پیگیری شود.

این مهم در همان سال توسط خانم همتی مسئول تالاب های استان اعلام شد پس ,همزمان باید برای مطالعه طرح و اخذ اعتبار اقدام شود و تا حصول نتیجه دست از کار نکشیم ضمنا همه شهرستان متوجه شوند که کارگروهی به جد پیگیری طرح است.

شادکام

 رودخانه شادکام بزرگترین منبع تامین آب دریاچه کافتر بوده است و خشکسالی‌های چند سال پیش و در کنار آن  ایجاد موانع مختلف از جملع ایجاد موانع فیزیکی متعدد شامل کانال و سیل بند های متعدد ، جاده های متعدد عرضی و حفاری‌های غیر مجاز  چاه سبب شد تا روان آب ها برای مدتی به سطح این دریاچه نرسد.

  بحث مسیر رودخانه شادکام و تعارضاتی که به آن شده است ، مساله ای بسیار روشن است و معلوم است که در کدام نقاط از مسیر رودخانه به آن تعرض شده و توسط چه کسانی انجام شده است.

اگر همکاری جوامع محلی نباشد به جرات میتوان گفت کوچکترین کاری نمیتوان انجام داد ، متاسفانه جوامع محلی به ارزشهای تالاب واقف نیستند !!!

نکات مهمی که به نظر بنده می‌رسد به صورت فهرست وار به شرح زیر است

۱) در اسرع وقت ستاد احیای دریاچه کافتر تشکیل و در یکی از ادارات مرتبط مثل (جهاد کشاورزی، امور آب، محیط زیست، منابع طبیعی، نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی) یا بهتر از همه اینها در فرمانداری مستقر شود تا هم اقدام شخصیت حقوقی و سازمانی داشته باشد و هم  کار جدی گرفته شود هم هماهنگی های  درون ستادی بین سه کارگروه (تکنیکال، سوشال و گاورنیکال) و برون ستادی راحت تر صورت پذیرد و هم مکاتبات مورد بی‌مهری قرار نگیرند و مسئولین ملزم به ارایه اطلاعات باشند و هم دلسوزان مرجعی داشته باشند و

۲) از طرف ستاد احیا، شرکتها و افراد ذی تجربه به طور مدام دعوت به ارائه‌ی سخنرانی و ارایه طریق شوند و خیرین دعوت به همراهی مالی.

۳) مصوبات کارگروه تکنیکال به صورت یک طرح جامع و کامل مدون شود.

)4 علاوه بر جلسات مداوم و هدفمند مجازی جلسات حضوری نیز تشکیل شود تا بر مصوبات کارگروه مجازی صحه بگذارند.

۵) در راستای تهیه طرح جامع ابتدائا نیاز به یک نقشه از جغرافیای کامل سطحی و زیرزمینی حوزه آبریز به عنوان مبدأ حرکت یا نقطه شروع است که نمیدانم وجود دارد یا باید تهیه شود.

۶) اهداف کلی طرح جامع به صورت (اهداف میانی) و(اهداف نهایی) مشخص شوند.

۷) در هر نشست مجازی یکی از رئوس مطالب به عنوان دستور نشست، مورد بحث و کنکاش دقیق و موشکافانه و کارشناسی قرار گیرد و تا نتیجه حاصل نشده است کارگروه وارد مباحث جدید نشود.

در قدم اول سطح نفوذ پذیری خاک بسیار مورد توجه است و برای این کار نیاز به کارشناسی دقیق است .

بدلیل  اینکه دریاچه چندین سال پیاپی البته به جز مواردی که تر سالی بود و چندان تغییری درخشکسالی منطقه نداشته ,سطح دریاچه  گل رس جمع شده بنابراین , باید از طریق نتایج تحقیاتی بررسی شود  ,تا دریاچه بخوبی آبگیری شود  بسبب اینکه مسیر آب به سمت دریاچه مسیر مستقیمی نیست آب پراکنده میشود و در نقاطی از مسیر نیز مسدود شده که شامل مناطقی مثل :

شهرمیان و کافتر ,پائین تر از علی اباد و نظام اباد و اب باریک است،  در نتیجه باید یک تراز ایجاد شود که کار اسانی نخواهد بود . 

نکته ی دیگر استحکام خاکریز هاییست که مانع از ورود اب ب مسیر اصلی خود است , به سبب وجود ریشه های گیاهان در این خاکریز ها باید از راه قانونی مسیر های مسدود شده را باز کرد .

اول باید فکربازگشایی انتهای دریاچه که همان کانال قدیمی است, از اقا چشمه تا دم دریا لایروبی شود وبانصب دریچه دراخردریاچه برای اینده که دریاچه پر شد شش روستا و ۱۵۰۰خانوار عشایری راگریبان گیرنشود .

مانند زمانی که اب حاصل از نزولات جوی سبب خسارت به درختهای سنجد زیر روستای حسین اباد وقلعه قدیم کافتر وچمن زیر چشمه رعنا شد.

همانطور که در اولین همایش و بحث های گذشته گفته شد , تاکید کردم که مسیر رواناب های منتهی به دریاچه باید باز شود تا رواناب ها به سمت دریاچه حرکت کنند، برداشتن خاکریزهای غیر قانونی، مشخص شدن عمق دریاچه ,عمیق ترین قسمت ان , که قبلا تا سه الی چهار متر بود،    ولی امسال به سی الی چهل سانتی متر رسید و متاسفانه پرشده است بعلت خشک سالی مداوم و خاک هائی که در سطح دریاچه روان بودند.

ورودی و خروجی دریاچه

این تالاب هم مانند, خیلی از حوزه های ابخیز دیگر ورودی ان عمدتا از منابع حوزه ابخیز بالادست و همچنین بارش ریزش های جوی  بر روی دریاچه است.

خروجی های ان نیز عمدتا تبخیر از طریق گرم شدن تدریجی هوا و وجود سایر گیاهان کنار ابزی بوده.

احتمال اینکه اب از طریق گسل و یا سازهای انحلالی کارستیک هم به خارج از دریاچه منتقل شود وجود داشت.که  این موضوع نیازمند تلاش و تحقیقات دوستان زمین شناس است. البته حفر چاه ها هم میتواند با ایجاد شیب هیدرولیکی معکوس منابع اب دریاچه را برداشت نماید. هر نوع برداشت دیگری نیز قاعدتا از دریاچه بایستی امکان پذیر باشد.

سطح حوضه ی ابریز دریاچه

دریاچه ی کافتر سالهای پیاپی دارای اب بوده و اما متاسفانه از،سال 1386خشک شده و براساس تصمیم ما ملت و مسئولین توانی برایش باقی نمانده.

منظور از حوضه تمام بخش هایی است که آب ها را به سمت دریاچه هدایت می شود.   حالا نکته ی مهم این است که  فعالیت ها ی مردم و کسانی که از آن منفعت می برند، چه مستقیم و چه غیر مستقیم،   در چه حیطه هائی موثر است، بصورت کمپین، یا تعاونی های تولید

اگر به نقشه پیوست توجه نمایید مشخص می شود که تالاب فقط بخش کوچکی از حوضه آبریز است. یعنی حوضه تالاب گستردگی بیشتری دارد ,و همانطور که مشخص است حوضه تالاب چندین برابر خود تالاب است.

 ایا سطح حوضه ابریز ، برای تالاب حقابه هم تعریف شده یا خیر؟

 برای هر تالابی نیاز های آبی آن را برآورد می کنند. تا الان برای مهارلو، ارژن، پریشان و بختگان نیاز آبی مشخص شده است ولی در مورد کافتر این پیش بینی انجام نشده .

اهداف کارگاه

 یکی از اهداف مهم کارگاه کافتر این است که بر اساس مطالعات اولیه به موضوع  حقابه پرداخته شود و در سند نهایی که به توافق همگان در سطح شهرستان، استان و کشور می رسد نیز خواستار تامین حقابه شوند..

در کارگاه به تمامی حقوق ذینفع پرداخته می شود از جمله  جوامع محلی، نیروی انتظامی، سپاه، بسیج ، فرمانداری، استانداری، جهاد کشاورزی، نیرو، علوم پزشکی، صدا وسیما، محیط زسیت، اموزش و پرورش و نیز امورخارجه و نهادهای بین المللی تا در حفظ و حراست ان بکوشند  بنابرین تالاب را در سطح محلی، ملی، منطقه ایی و بین المللی باید دید.

  زاویه ای فراتر از دید ما

در مدل پیشنهادی مدیریت زیست بومی برای حفاظت و احیا تالابها قرار است کمیته مدیریت محلی تالاب با ریاست بالاترین مقام اجرایی شهرستان فرماندار (به عنوان نهاد فرابخشی) تشکیل شود.

 

به قلم : فاطمه زارعی عضو و سیدضیاء شریفی دبیر انجمن اندیشه نیکان طبیعت زاگرس